بسم الله الرحمن الرحیم سه دعای اساسی در جامعه وجود دارد که فقدان هر کدام خلاء بزرگی است که غیرقابل تحمل است: سلامتی، دلخوشی و عاقبت بخیری از دو وجه اول که بگذریم، وجه عاقبت بخیری این روزها حداقل در عرصه های سیاسی، اعتقادی و اخلاقی بسیار حائز اهمیت بوده و بررسی ابعاد […]
بسم الله الرحمن الرحیم
سه دعای اساسی در جامعه وجود دارد که فقدان هر کدام خلاء بزرگی است که غیرقابل تحمل است:
سلامتی، دلخوشی و عاقبت بخیری
از دو وجه اول که بگذریم، وجه عاقبت بخیری این روزها حداقل در عرصه های سیاسی، اعتقادی و اخلاقی بسیار حائز اهمیت بوده و بررسی ابعاد آن را با توجه به اتفاقات تاریخی از صدر اسلام تا روزگار اکنون خالی از لطف نمی دانم!
انسانهای بزرگی که خوشنام زندگی کرده و تا وادسین دمان حیات خوشنام ماندند و به دیار باقی شتافتند و انسانهای بظاهر بزرگی که می توانستند مطابق با شخصیت کسب شده و اعتبار مردمی خود، خوشنام و خوش سرنوشت بمانند که متأسفانه اینگونه نشد و با تجربه تلخ سقوط مواجه شده اند و نیز افرادی که خوشنام زندگی نکردند، اما عاقبت بخیر شدند و شق چهارم انسانهایی که خوشنام زندگی نکرده و خوشنام هم از این دنیا وداع نکرده اند!
همانگونه درست متوجه شدید، منظور نظر ما در این مجال، متوجه دو گروه خوشنامان بدنام رفته و بدنامان خوشنام رفته است و ذیلا” به برخی از آنها اشاره می کنم!
۱- در صدر اسلام، حضرت اباذر راهزنی بود که با ظهور و بعثت پیامبر(ص) آنچنان متحول شد که صحابه خاص پیامبر(ص) و از یاران وفادار امام علی(ع) و نهایتا” شهید دوران تبعید در ربذه شد وعاقبت بخیر رفت!
۲- تمام انصار و مهاجری که پابپای پیامبر(ص) در تمام غزوات و سریه ها با کفر و شرک و جهل و ظلم جنگیدند، اما با ارتحال پیامبر(ص) در سقیفه بنی ساعده جمع شده و خلافت را از امام علی(ع) وصی و جانشین پیامبر(ص) سلب و غصب کرده و مرتد شدند و بر فاطمه اطهر(س) ظلم های جسمی و روحی روا داشته اند، در زمره کسانی اند که علیرغم آن همه پیشینه های جهادی و… عاقبت بخیر از این دنیا نرفته اند!
۳- طلحه و زبیر که از اقوام و اصحاب پیامبرند و پیامبر در خصوص آنها از القاب طلحهالخیر و سیف الاسلام استفاده کرده بودند، کسانی که حتی در بازگرداندن امام علی(ع) به خلافت نقش ویژه ای داشتند اما بخاطر طمع ورزی و مطالبه ویژه خوری و نهایتا” جذب همسر پیامبر(ص) و تحمیل جنگ جمل به امام علی(ع) خوشنام و عاقبت بخیر از دنیا نرفتند!
۴- سعد ابی وقاص معروف به سردار قادسیه که فرمانده سپاه اسلام در زمان خلیف دوم در فتح ایران بزرگ بود، هم در مال اندوزی مشکوک و هم در عدم بیعت با امام علی(ع) و هم در تمسخر امام زمانی که فرموده بود: سلونی قبل ان تفقدونی! که امام را مدعی خدایی دانسته بود و نهایتا” با طرح یک سؤال جاهلانه تلاش کرده فضای حاکم بر جلسه را مشوش کند، و امام در پاسخش گفت: جوابت را نمی دهم اما به تو می گویم که پسرت در کربلا قاتل پسرم حسین(ع) است! عاقبت بخیر نرفت!
۵- پسرسعد ابی وقاص یعنی ابن سعد نیز در کربلا علیرغم رفاقت با امام حسین(ع) و اینکه امام حسین(ع) دو سه بار ضامن او شد و جانش را نجات داد و او بارها و بارها می گفت جبران می کنم، اما امام را با وعده ملک ری به یزید فروخت و در جواب امام که فرموده بود تو به ملک ری نخواهی رسید، گفت ولی یک من از گندمش را برای من آورده اند، او هم عاقبت بخیر نرفت!
۶- شمربن دی الجوشن که از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در جنگ صفین که بخاطر جراحات زیاد و شدید به معراج شهدا منتقل شده بود، در بازدید امام علی(ع) از معراج بیرون کشیده شد و با عنایت امامشفا یافته بود،نهایتا” بعنوان جانباز سپاه علی(ع)، قاتل امامحسین(ع) شد و عاقبت بخیر نرفت!
۷- حر بن یزید ریاحی از فرماندهان قدر سپاه یزید که جلوی امام حسین(ع) و کاروانش را در سرزمین کربلا سد و آنها را پیاده کرد که یا با یزید بیعت کنند و یا باید کشته شوند، نهایتا” توبه کرد و به امام پیوست و امام هم آنها را با آغوش باز پذیرفت و او به همراه پسر و غلامش، اولین شهدای کربلا شدند و عاقبت بخیر رفت!
۸- شهید آیهالله سلیمانی نماینده اسبق ولی فقیه در سیستان و بلوچستان می گفت: آیهالله شریعتمداری ۷۵ سال نون امام زمان را خورد اما عاقبت بخیر نرفت در حالیکه سرلشکر فلاحی سی سال سرهنگ ارتش شاه بود، اما در رکاب امام راحل، شهید شد و عاقبت بخیر از این دنیا رفت!
۹- در ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران لاتهایی متحول شده و شهید از این دنیا رفته اند که کسی تصور عاقبت بخیری آنها را نداشت!
۱۰- پرصیصای عابد پس از ۷۵ سال عبادت و رسیدن به مقام مستجاب الدعوه ای، فریب شیطان را خورد تادوشیزه ای به تصرف حرام جنسی درآورد و او هم عاقبت بخیر نرفت!
۱۱- طیب حاجرضایی بزرگ لات تهران که با شاه همسفره می شد، با تمرد از فرمان شاه برای بدنام کردن امام خمینی مورد شکنجه قرار گرفت و شهید شد و عاقبت بخیر رفت!
۱۲- در انقلاب اسلامی هم رویش ها و ریزش های زیادی را شاهد بوده ایم که خوشنامان سابق سقوط کرده و بدنامان زیادی متحول شده و نجات یافته اند و عاقبت بخیر شدند!
در دنیای سیاست این اتفاق بطور مشهود و کاملا” متکثر قابل مرور و تأمل است!
سرنوشت بنی صدر، قطب زاده، بازرگان، یزدی، شریعتمداری و اهالی فتنه ۸۸ و فتنه های زنجیره ای بعد از آن که تا ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ ادامه یافت و قطعا” در آینده نیز شاهد استمرار آنها در جلوه ها و عنوان ها و بهانه های متنوع دیگر خواهیم بود، نمونه های بارز در سقوط افراد سابقا” خوشنام اند.
این روزها که در مصاف همه جانبه و جنگ ترکیبی با نظام سلطه جهانی و از جمله در کشمکش مذاکراتی با دشمنان و فشارهای تعیین کننده در محتوا و گرایش و چینش مباحث و اعضای تیم مذاکره در تمامی سطوح هستیم، باید به همه خوشنام ها این تاریخچه را یادآور شد که طراحی و رویکرد میز مذاکره اگر با نگاه و ادبیات مالک اشتر باشد، مورد تأئید امام زمان(عج) و نائی ایشان و رهبر زمانه است، اما با تفکر و منش ابوموسی اشعری که مبتنی بر اعتماد به دشمن و پاس گل دادن و عدم شناخت و قدرت فتنه گری دشمن باشد، قطعا” آینده نظام و ارزشها و دستاوردهای گذشته در معرض تهدید و مخاطره قرار می گیرد و اینجاست که دوران خوشنامی گذشته کارآیی ندارد و به تعبیر امام راحل، معیار، حال افراد است!
ضمن اینکه ما در قضاوت نهایی خیلی روی نام ها و چهره ها و پیشینه ها متکی نیستیم، بلکه تمرکز ما بر عملکردها و مقایسه ی آنها با انتظارات و کارکردهاست!
جمله استاد رحیم پور مبنی بر اینکه ۲۰ سال پیش سرباز ولایت بودی، اما امروز مراقب باش که سرباز یزید نباشی!
جمله در خور توجه ای است و باید حواس ما جمع باشد که مهمتر از داشتیم داشتیم، داریم داریم است!
سقوط از آنجا آغاز می شود که افراد یا بخاطر سوابق برجسته، یا بخاطر نام بلندآوازه، یا بخاطر عناوین بزرگ اجتماعی و مدیریتی، یا بخاطر مدارک معتبر علمی و یا بخاطر انتساب های خانوادگی و ثروتها و مکنتها و نهایتا” برخورداری از وجهه و آراء عمومی، احساس غرور کرده و گرفتار خودبرترنگری و یا شکست ناپذیری می شوند!
امیدوارم در این برهه حساس، این عارضه هیچیک از مدیران و حتی تحلیل گران ما را گرفتار خود نکرده و برای کشور و مردم و نظام مقدس ما مشکلی نیافریند و عاقبت بخیری آنها را نیز در هاله ای از ابهام قرار ندهد.
دکتر صادقعلی رنجبر، عضو هیئت علمی دانشگاه
دیدگاهتان را بنویسید